
وقتشه
وقته سفر
وقت راهی شدنه
لحظه ی بریدن و لحظه ی دل کندنه
یک عالمه خاطره یه سبد شعر و غزل
روی برف کوچه ها جای پای رفتنه
آخرین فرصت ما واسه گریه کردنه
خط جاده رو برو سوز کوچه پشت سر
کوچه های آشنا سایه های رهگذر
جاده تا مرز افق تا بلندی های کوه
رو به سوی روشنی شعری از جنس بلور
بی تو پرسه می زنم بین تردید و یقین
توی خلوت سکوت انعکاس یک صدا
صدای گریه ی من صدای سوت قطار
وقت تلخ بدرقه آخرین دیدار یار


نوشته شده توسط سروین در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 19:14 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اى كه رسیدهاى به او
با من خسته دل بگو
نقش خیال روى او
یاد وصال كوى او
چیست مگر سبوى تو
مستى و رنگ و بوى تو
واى كه نقش روى تو
از نظرم نمىرود
اى تو همه نگار من
بود تو اعتبار من
پاك كن این غبار من
تیرگى تبار من
اشك من و جلاى تو
دست من و دعاى تو
درد من و دواى تو، آه من و صفاى تو
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY